اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
خوشه پروین ز رنج آسیا آسوده است
این شعر به توصیف احساسات و وضعیتهای انسانی میپردازد. شاعر در ابتدا از آرامش و آسودگی که در اثر رنج و زحمت بهدست میآید صحبت میکند و به طعنه به زرق و برقهای دنیا اشاره میکند. او به تصویری از بیخبر بودن بسیاری از افراد از دردها و رنجهای روزمره اشاره دارد و بر این موضوع تأکید میکند که حتی در ادبیات و هنر هم میتوان نشانههایی از این غم و اندوه را یافت. در نهایت، شاعر بر احساس تنهایی و نیاز به صدای زیبای عشق و زیبایی تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
خوشه پروین ز رنج آسیا آسوده است
تا خط بغداد جامم هست در مد نظر
سبحه پندارم به خاک کربلا آسوده است
تا نیاید پا به سنگت، از وطن بیرون میا
دانه تا در خوشه است از آسیا آسوده است
ما چو خار از هر سر دیوار گردن می کشیم
شبنم گستاخ را بنگر کجا آسوده است
درع داودی است در راه طلب، افتادگی
از غم خار مغیلان نقش پا آسوده است
در حباب بحر اشک ما به چشم کم مبین
در ته هر قبه ای صد ناخدا آسوده است
تا تو گلبانگی ز لب صائب نمی آری برون
عندلیب باغ جنت ز نوا آسوده است