خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
با زمین، افتادگی از آسمان زیبنده است
این شعر به ارزش humility و افتادگی در زندگی و رفتار انسانها تأکید دارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که بزرگان و شخصیتهای برجسته باید تواضع و خاکساری داشته باشند و از خود برتری جویی نکنند. او به تأثیر شکستن و افتادگی در ارتقای مقام اشاره میکند و نشان میدهد که بزرگانی که صبر و تحمل دارند، در نظر دیگران ارزشمندترند. همچنین از نکات ظریف زندگی، از جمله اهمیت سکوت و خرد در گفتار و عمل، و تاثیر رفتارهای نیک بر روی دیگران سخن میگوید. در نهایت، شاعر با تأکید بر زیباییهای درون و احترام به هیبت و مقام دیگران، به این مفهوم میرسد که حسن سلوک و تواضع از ویژگیهای ارزنده هر انسان بزرگ است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
با زمین، افتادگی از آسمان زیبنده است
از شکستن می فزاید رتبه طرف کلاه
سر به پیش انداختن از سرکشان زیبنده است
در خزان سهل است با نظارگی حسن سلوک
تازه رویی در بهار از باغبان زیبنده است
مغز اگر نرمی کند چندان ندارد تازگی
چرب نرمی بیشتر از استخوان زیبنده است
کوهسار از خنده بیجای کبک از جا نرفت
بردباری از بزرگان جهان زیبنده است
هر که را بر خاک راه انداخت، سازد سربلند
دعوی گردن فرازی از سنان زیبنده است
آنقدرها کز سخن باشد بلندی خوشنما
کوتهی در دعوی از تیغ زبان زیبنده است
از درشتی های سوهان تیغ ها گردند نرم
سر به سر پست و بلند این جهان زیبنده است
می شود ساحل ز جزر و مد دریا قدردان
بخل و احسان هر دو از پیر مغان زیبنده است
از خموشی قدرت گفتار گردد مایه دار
در مقام خود سکون از کاروان زیبنده است
باده در جام بلورین جلوه دیگر کند
خون ما بر گردن سیمین بران زیبنده است
طاعت از پیران، رعونت از جوانان خوشنماست
راستی در تیر چون خم در کمان زیبنده است
خشکی از سر پنجه مرجان اگر بیرون برد
لاف تر دستی ز بحر بیکران زیبنده است
گر نبندد بر زمین چون سایه نقش از جلوه اش
لاف رعنایی ز سرو بوستان زیبنده است
صائب از رنگین کلامان ترک دعوی خوشنماست
غنچه را مهر خموشی بر دهان زیبنده است