غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مردمی در طینت اهل جهان کم مانده است

صورت بی معنیی بر جا ز آدم مانده است

۲

نام شاهان از اثر در دور می باشد مدام

شاهد این گفتگو جامی است کز جم مانده است

۳

بی سخن بر دامن پاکش گواهی می دهد

نسخه ای کز روی شرم آلود مریم مانده است

۴

خرد مشمر جرم را کز خوردن گندم به خلد

سینه چاکی به فرزندان آدم مانده است

۵

نام باقی در زوال مال فانی بسته است

کز سخاوت بر زبان ها نام حاتم مانده است

۶

ای که می پرسی ز صحبتها گریزانی چرا

در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است

۷

عام گردیده است بی دردی میان مردمان

حرفی از درد سخن صائب به عالم مانده است

بازگشت به سروده‌های صائب