کاو کاو منکران می آرد از چشمش برون
عیسی آن شیری که از پستان مریم خورده است
این شعر به بررسی موضوعات فلسفی و معنوی میپردازد و نمادهایی از درد، عشق و ناپایداری زندگی را به تصویر میکشد. در اینجا، شاعر به تضاد میان راز و حقیقت اشاره میکند و بیان میکند که برخی از علائم و نشانهها در زندگی به نوعی تأثیرگذار هستند، در حالی که بسیاری از آرزوها و خواستهها میتوانند به ناکامی منجر شوند. اشاره به کعبه و روزنههای عشق و اشک نیز نشاندهندهی تاثیری عمیق بر وجود انسانی و جستجوی معنای زندگی است. در نهایت، شعر به بخشی از ندامت و تأمل بر روی زندگی میپردازد و نشان میدهد که همه این تجربیات در نهایت به فهم عمیقتری از خود و جهان اطراف منجر میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کاو کاو منکران می آرد از چشمش برون
عیسی آن شیری که از پستان مریم خورده است
در گرانان نشتر آزار را تأثیر نیست
ورنه نیش از زخم ما بسیار مرهم خورده است
آرزوهایی که دل در دیگ فکرت می پزد
چون نباشد خام، شیر خام، آدم خورده است
پا به هر جا می گذاری نشتری در خاک هست
شیشه های آسمان گویا که بر هم خورده است
شکوه صائب از سرشک تلخ، کافر نعمتی است
کعبه با آن قدر، آب شور زمزم خورده است
عقل چون آهوی وحشی از جهان رم خورده است
تا سر زلف پریشان که بر هم خورده است؟
دور تا از توست، می در ساغر عشرت فکن
ورنه این جامی که می بینی سر جم خورده است
کعبه در خون غزالان همچو داغ لاله است
تا صف مژگان خونریز تو بر هم خورده است
از سر تاراج ما ای برق آفت در گذر
حاصل این بوستان را چشم شبنم خورده است
از نهال ما ثمر بی خواست می ریزد به خاک
گوشمال سنگ طفلان نخل ما کم خورده است
نامداری بی سیه بختی نمی آید به دست
در سیاهی غوطه بهر نام، خاتم خورده است
هر که را از باده کیفیت مراد افتاده است
در سفال خود شراب از ساغر جم خورده است
خوشه اشک ندامت می شود هر دانه اش
در بهشت عدن آن گندم که آدم خورده است