آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست
زخم پیرای ملاحت تلخی دشنام توست
این شعر به زیبایی و تلخی عشق و عشق ورزی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون آتش و زخم، نشان میدهد که پیغام عشق چقدر شیرین و در عین حال، دردناک است. او به وجود زیبایی و طراوت در عشق اشاره میکند و از موانع و تلخیهای ناشی از بیتوجهی معشوق سخن میگوید. همچنین، شاعر از این میگوید که نمیخواهند توسط تغافل و بیتوجهی معشوق، دلمردگی و افسردگی به آنها تحمیل شود و به نوعی از طرف مقابل میخواهد که آگاهانه به عشق توجه کند. در نهایت، شاعر بیان میکند که مسئولیت احوال خود را باید به عشق بسپارد و منکر تلخیهایی که از عدم توجه معشوق ناشی میشود، شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست
زخم پیرای ملاحت تلخی دشنام توست
سبزه ای کز آتش یاقوت فرسای کلیم
می زند جوش طراوت، خط عنبر فام توست
ابر سیرابی که بر خارا کند گوهر نثار
وز ندامت تر نگردد، التفات عام توست
ای تغافل پیشه بر پرواز ما دل بد مکن
خاک ما افتادگان در شهر بند دام توست
کار خود صائب به تأثیر محبت واگذار
این ندیدنها گناه شوخی ابرام توست