غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست

زخم پیرای ملاحت تلخی دشنام توست

۲

سبزه ای کز آتش یاقوت فرسای کلیم

می زند جوش طراوت، خط عنبر فام توست

۳

ابر سیرابی که بر خارا کند گوهر نثار

وز ندامت تر نگردد، التفات عام توست

۴

ای تغافل پیشه بر پرواز ما دل بد مکن

خاک ما افتادگان در شهر بند دام توست

۵

کار خود صائب به تأثیر محبت واگذار

این ندیدنها گناه شوخی ابرام توست

بازگشت به سروده‌های صائب