آن که چاک سینه ام از غمزه بیباک اوست
خنده صبح قیامت یک گریبان چاک اوست
این شعر در مورد اثرات عشق و زیبایی عشق معشوق بر دل شاعر و جهان پیرامون اوست. شاعر اشاره میکند که درد و غم او ناشی از جاذبه و غمزهی معشوق است. او همچنین به باده عشق و سبکی روحی که از آن میگیرد، اشاره میکند و میگوید که زیبایی آسمان و زمین متاثر از وجود معشوق است. مرگ نیز از عاشق میترسد زیرا عشق او قوی و پایدار است. نهایتاً، شاعر به تضاد میان عشق واقعی و مجاز اشاره میکند و بیان میکند که لحظههای خوشی برای او زمانی است که در میانه این عشق حقیقی قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن که چاک سینه ام از غمزه بیباک اوست
خنده صبح قیامت یک گریبان چاک اوست
باده عشق از سبکروحی به ما آمیخته است
ورنه روی آسمان نیلی ز دست تاک اوست
برق می بوسد زمین خاکساران را ز دور
وقت آن کس خوش که تخمش در زمین پاک اوست
دام راه ما نگردد حلقه زلف مجاز
ما و صیادی که گردون حلقه فتراک اوست
مرگ می ترسد ز عاشق، ورنه در روی زمین
هر که را گیرند نام از سرکشان، در خاک اوست
آن که صائب نعل ما از شوق او در آتش است
خرده انجم سپند روی آتشناک اوست