غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آن که چاک سینه ام از غمزه بیباک اوست

خنده صبح قیامت یک گریبان چاک اوست

۲

باده عشق از سبکروحی به ما آمیخته است

ورنه روی آسمان نیلی ز دست تاک اوست

۳

برق می بوسد زمین خاکساران را ز دور

وقت آن کس خوش که تخمش در زمین پاک اوست

۴

دام راه ما نگردد حلقه زلف مجاز

ما و صیادی که گردون حلقه فتراک اوست

۵

مرگ می ترسد ز عاشق، ورنه در روی زمین

هر که را گیرند نام از سرکشان، در خاک اوست

۶

آن که صائب نعل ما از شوق او در آتش است

خرده انجم سپند روی آتشناک اوست

بازگشت به سروده‌های صائب