آبروی حسن از مژگان نمناک من است
صیقل آیینه رویان دیده پاک من است
این شعر از احساسات عمیق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید آبروی او به اشکهای او وابسته است. رابطهای پیچیده و دردناک بین عشق و مرگ در این شعر مشهود است، بهطوریکه نگاه معشوق میتواند او را به کشتن بکشاند. شاعر تصویری از داغ و عذاب درونی خود ارائه میدهد و میگوید که حتی خونریزی از چهرهاش نیز شواهدی از دردهای عاشقانهاش است. او میفهمد که عشق واقعی در این دنیا قابل درک نیست و این احساسات عمیق و واقعی در وجود او ریشه دوانده است. در نهایت، شعر به عمق عشق و غم اشاره میکند و بیان میدارد که غبار عشق بر وجودش نشسته و زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آبروی حسن از مژگان نمناک من است
صیقل آیینه رویان دیده پاک من است
از نگاه آشنایی می توان کشتن مرا
حلقه های چشم خونریز تو فتراک من است
داغ دارد پیچ و تاب جوهر من خصم را
خار در پیراهن آتش ز خاشاک من است
مدعای هر دو عالم قابل اقبال نیست
ورنه محراب اجابت سینه چاک من است
می چکد از سیلی هر برگ خون از چهره ام
گرچه آب زندگانی در رگ تاک من است
چون هدف تا خاکساری پیشه خود کرده ام
هر کجا تیر جگردوزی است در خاک من است
بر رخ دلدار صائب تا غبار خط نشست
کلفت روی زمین بر جان غمناک من است