غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

لطف او با دیگران ناز و عتابش بر من است

صحبت گرمش به اغیار و کبابش بر من است

۲

یک سر مو غافل از حال ضعیفان نیستم

گر فتد مویی در آتش پیچ و تابش بر من است

۳

کرم شب تابی فلک گر شمع بالینم کند

منت روی زمین از آفتابش بر من است

۴

می کند هر کس به غیر از حق سئوال از دیگران

مشت خاکی بر دهانش زن جوابش بر من است!

۵

حاصل فرمانروایی نیست جز وزر و وبال

بی حسابی می کند هر کس، حسابش بر من است

۶

خشک مغزان را کنم صائب به شعر تر علاج

هر که را دردسری گیرد گلابش بر من است

بازگشت به سروده‌های صائب