شبچراغ اهل معنی چشم بیدار من است
همچو اختر در دل شب، روز بازار من است
این شعر به بیان حال و هوای شاعر میپردازد که دارای چشم بیدار و درکی عمیق از معانی است. شبچراغ او بهعنوان منبع نور و الهام در زندگیاش ظاهر میشود. در اینجا به بازار انصاف و مساله زلیخا اشاره شده که نشاندهنده دلسوزی و ناامیدی شاعر از اوضاع جهان است. او همچنین به غم و درد درونی خود اشاره میکند که آن را به وجود سبحهای از دانههای غم تشبیه کرده است. موج طوفانها و بلایا نشانهای از دشواریهای زندگی است و تیر مژگان او، کنایهای به درد و رنجهای عاطفیاش است. در نهایت، شاعر با نگاهی به تلاش و همت خود، به نوعی ناپایداری و ننگی که بر دوش اوست اشاره میکند. بهطور کلی، اشعار به تلاطمات درونی و جهانی شاعر میپردازد که در جستجوی فهم و آرامش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شبچراغ اهل معنی چشم بیدار من است
همچو اختر در دل شب، روز بازار من است
مصر انصاف از زلیخاهمتان خالی شده است
ورنه چندین ماه کنعانی به بازار من است
گرچه در کار کسی هرگز گره نفکنده ام
سبحه صد دانه غم رشته کار من است
موج طوفان بلا چون دست بر ترکش زند
تیر روی ترکشش مژگان خونبار من است
صائب از بس همت من سربلند افتاده است
لاله خورشید ننگ طرف دستار من است