غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مجلس امشب از فروغ لاله رویان روشن است

بی خبر هر سو که می غلطد نگاهم گلشن است

۲

تیره روزان یکدگر را خوب پیدا می کنند

سرمه او گوشه چشمی که دارد با من است

۳

تا به چندی ای آفتاب حسن مستوری کنی؟

چشم ما حیرت نگاهان کم ز چشم روزن است؟

۴

ای صبای بی مروت برق تازی واگذار

روح بیمار زلیخا همره پیراهن است

۵

صائب احوال مقام دل چه می پرسی ز من؟

خانه حسرت نصیبان محبت گلخن است

بازگشت به سروده‌های صائب