زهر در ساغر مرا از سیر ماه و انجم است
آسمان پر کواکب شیشه پر کژدم است
این شعر به تضادهای زندگی و روان انسان میپردازد. شاعر از زهر در ساغر و چرخ زندگی صحبت میکند که به دلهای مردم آسیب میزند. او به نخل ماتم و اشک مردم اشاره دارد و میگوید که کار نادانان مشکلات را بیشتر میکند. همچنین به وابستگیهای انسانی اشاره کرده و اینکه تا زمانی که انسان در قید و بندها باشد، آزاد نیست. در نهایت، شاعر اشاره میکند که گاهی دوری از معشوق به معنای فاصله واقعی نیست و درونیات انسان میتوانند به هم نزدیک باشند، حتی اگر در ظاهر چنین نباشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهر در ساغر مرا از سیر ماه و انجم است
آسمان پر کواکب شیشه پر کژدم است
چرخ معذورست در افشردن دلهای خلق
نخل ماتم تازه رو از آب چشم مردم است
کار نادان می شود مشکل تر از تدبیر خویش
از لگد محکم شود خاری که در زیر دم است
از علایق رشته ای تا هست، جان آزاد نیست
تا رگ خامی بود در باده، محبوس خم است
خرد مشمر جرم را هر چند باشد اندکی
کز بهشت آواره آدم از برای گندم است
دوری ظاهر حجاب تشنه دیدار نیست
قطره در هر جا که باشد متحد با قلزم است
از صفای سینه مستورست صائب داغ من
پرتو خورشید تابان پرده دار انجم است