غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

توبه از می در بهار نوجوانی مشکل است

تشنه بر گشتن ز آب زندگانی مشکل است

۲

سرمه ای آواز را چون صحبت ناجنس نیست

بلبلان را با زغن هم آشیانی مشکل است

۳

می توان از سست پیوندان به آسانی برید

از دهن دندان کشیدن در جوانی مشکل است

۴

دل ز من خواهی نخواهی برد آن چشم کبود

پنجه کردن با بلای آسمانی مشکل است

۵

هر که را چون بوی پیراهن بود چشمی به راه

قطع ره کردن به پای کاروانی مشکل است

۶

هر گرانخوابی نمی گردد به صائب هم خیال

با براق برق جولان همعنانی مشکل است

بازگشت به سروده‌های صائب