غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

باده بی لعل لب دلبر کشیدن مشکل است

تلخی از دریای بی گوهر کشیدن مشکل است

۲

در حریم وصل، پاس شرم نتوان داشتن

در بهاران سر به زیر پر کشیدن مشکل است

۳

وحشت ظلمت گوارا گردد از آب حیات

ناز خط بی لعل جان پرور کشیدن مشکل است

۴

هر تنک ظرفی نمی گردد حریف آسمان

شیشه پر زهر را بر سر کشیدن مشکل است

۵

با ثمر بار رعونت نیست بر دلها گران

ناز نخل از عرعر بی بر کشیدن مشکل است

۶

عمر جاویدان نگردد جمع با فرماندهی

آب خضر از جام اسکندر کشیدن مشکل است

۷

سر به زیر بال کش صائب به فکر گلستان

چون گلستان را به زیر پر کشیدن مشکل است

بازگشت به سروده‌های صائب