عشق را در پرده ناموس دیدن مشکل است
شمع را در جامه فانوس دیدن مشکل است
در این شعر، شاعر به سختیها و چالشهایی که در درک و مشاهده عشق و زیباییها وجود دارد، اشاره میکند. او میگوید شناخت عشق در چارچوب ناموس دشوار است و مانند دیدن شمع در لباس فانوس، پیچیده و گیجکننده است. همچنین، در صحنههای مختلف زندگی، از جمله درختان خزان، دوستان، و بزم می، احساس میکند که درک واقعی زیبایی و حقیقت هر یک از این موقعیتها، کار آسانی نیست. شاعر از ویژگیهای عارفان و راستکردن درک باطن حقیقت خود نیز صحبت میکند و در نهایت تأکید میکند که دیدن واقعیتهای عمیق زندگی، کار سادهای نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عشق را در پرده ناموس دیدن مشکل است
شمع را در جامه فانوس دیدن مشکل است
ساق سیمین می کند رفتار را با آب و تاب
جلوه با آن پای از طاوس دیدن مشکل است
دست افسوسی است هر برگی در ایام خزان
بوستان را پر کف افسوس دیدن مشکل است
بی تکلف بوستان با ناله بلبل خوش است
دیر را بی نغمه ناقوس دیدن مشکل است
سر چه باشد تا دریغ از دوستان دارد کسی
دشمنان خویش را مأیوس دیدن مشکل است
در حریم هوشیاران پاکدامانی خوش است
بزم می را بی کنار و بوس دیدن مشکل است
مرغ زیرک می شناسد خانه صیاد را
عارفان را خرقه سالوس دیدن مشکل است
گرچه دارد دور باش از روی آتشناک شمع
چاک در پیراهن فانوس دیدن مشکل است
عالم معقول بر هر کس که صائب جلوه کرد
بعد ازان در عالم محسوس دیدن مشکل است