وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است
در بهاران پشت بر گلزار کردن مشکل است
این شعر به توصیف مشکلات و چالشهای زندگی میپردازد. شاعر به بیان اینکه بسیاری از کارها و تغییرات در زندگی دشوار هستند، میپردازد. او اشاره میکند که حتی بیدار کردن خواب و کسالت، برقراری ارتباط با دیگران و پیدا کردن امید در کارها و زندگی، همه کارهایی سخت و مشکلآفرین هستند. همچنین، شاعر از دشواری پذیرفتن مرگ و برقراری ارتباط با دیگران سخن میگوید و به ناتوانی در تغییر واقعیتهای تلخ زندگی اشاره میکند. در نهایت، او به ناامیدی و چالشهای ناشی از عشق و روابط انسانی میپردازد. این اشعار به طور کلی نگاهی عمیق و تاملبرانگیز به زندگی و دشواریهای آن ارائه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است
در بهاران پشت بر گلزار کردن مشکل است
می توان کردن به تلقین زنده خون مرده را
بخت خواب آلود را بیدار کردن مشکل است
می گریزند اهل دل از صحبت زهاد خشک
رو به روی صورت دیوار کردن مشکل است
می رسد از ذوق هر کاری به معراج کمال
بر امید کارفرما کار کردن مشکل است
بحر از باد مخالف می شود شوریده تر
از نصیحت مست را هشیار کردن مشکل است
اختیاری نیست فریاد من از وضع جهان
سیل را خاموش در کهسار کردن مشکل است
می توان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ را
زندگانی را به خود هموار کردن مشکل است
هست در آمیزش تردامنان مرگ شرار
پیش خامان سوز خود اظهار کردن مشکل است
در گذر صائب ز دل، افتاد چون در قید زلف
مهره بیرون از دهان مار کردن مشکل است