پیش آن لب بر جگر دندان فشردن مشکل است
با وجود باده خون خویش خوردن مشکل است
در این شعر، شاعر به بیان دشواریها و چالشهایی میپردازد که انسانها در زندگی با آنها مواجه هستند. او از احساسات و تمایلات داخلی سخن میگوید و نشان میدهد که برخی مسائل، مانند کنترل احساسات و دوری از محبت، دشوارند. همچنین به دشواریهای درگیری با قدرت و تسلیم به شرایط زندگی اشاره میکند و در نهایت به این نکته میرسد که ایستادگی در برابر مشکلات زندگی، کار سادهای نیست. این شعر به نوعی فلسفهی زندگی و چالشهای روحی آن را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیش آن لب بر جگر دندان فشردن مشکل است
با وجود باده خون خویش خوردن مشکل است
تربیت را در نهاد سخت رو تأثیر نیست
زردی از آیینه فولاد بردن مشکل است
می توان داغ کلف بردن به آسانی ز ماه
زنگ حب جاه را از دل ستردن مشکل است
می توان پیش زبردستان نهادن پشت دست
روی دست از زیر دست خویش خوردن مشکل است
گر نگردد لنگر تسلیم صائب دستگیر
در ره سیل حوادث پا فشردن مشکل است