از تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل است
رشته جان را به زور خود گسستن مشکل است
این شعر به بیان مشکلات و چالشهای زندگی و روح انسان میپردازد. شاعر به سختی رستن از قید و بندهای دنیوی اشاره میکند و میگوید تلاش برای رهایی از زندگی مادی و دوری از جذبههای دنیوی کار آسانی نیست. او بر لزوم جستجوی حقیقت و عشق الهی تأکید دارد و بیان میکند که در جهان هیچ چیزی بیکار نیست و برای حرکت در مسیر زندگی نباید غافل بود. در نهایت، شاعر میگوید که بدون توجه به حقیقت و آتش عشق، نمیتوان به مقصد رسید و باید با نهایت همت و آگاهی ادامه داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل است
رشته جان را به زور خود گسستن مشکل است
رستمی باید که بیژن را برون آرد ز چاه
بی کمند جذبه از دنیا گسستن مشکل است
در تنور سرد خودداری نمی آید ز نان
درد و داغ عشق را بر خویش بستن مشکل است
بی دل روشن خداجویی خیال باطلی است
این گهر را با چراغ مرده جستن مشکل است
در جهان آفرینش ذره ای بیکار نیست
در چنین هنگامه ای فارغ نشستن مشکل است
زندگی چون گشت از قد دو تا پا در رکاب
از سرانجام سفر غافل نشستن مشکل است
از فضای حق مشو غافل که با این مشت خاک
پیش این سیلاب بی زنهار بستن مشکل است
تا نباشد آتشی در زیر پایت چون سپند
صائب از هنگامه ایجاد جستن مشکل است