چشم خواب آلودگان در انتظار منزل است
دیده بیدار دل آیینه دار منزل است
این شعر توصیف احساس longing و جستجوی منزلگاه روحانی است. ایما به این دارد که خواب آلودگان در انتظار رسیدن به منزل هستند، در حالی که دل بیدار و آگاه به حقیقت، همچون آیینهای از آن منزل خبر میدهد. در بیابان که شوق و آرزو در آتش میسوزد، کعبه در بیقراری قرار دارد. شاعر در اشاره به مسیر زندگی، میگوید که رهروان در این مسیر ممکن است منحرف شوند، اما جاده حقیقت به سمت منزل است. شوق به اقامت در یک جا تاب ندارد و اگر این طور بود، نشانهها و نشانه پای شاعر، آینهای از آن منزل را نشان میداد. با وجود دشواریها و دردها، آنچه در دل است حقیقت و زیبایی منزل را نمایان میکند. شاعر خود را در وادی سرگشتگی میبیند و با این احساس غم، گریزی از حقیقت ندارد. در نهایت، اشارهای به این دارد که افرادی که به جاهای دورتر رفتهاند، به منزل روحانی دست نیافتهاند و در زیر بار زندگیهای خود در زحمت هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم خواب آلودگان در انتظار منزل است
دیده بیدار دل آیینه دار منزل است
در بیابانی که نعل شوق ما در آتش است
کعبه چون سنگ فلاخن بی قرار منزل است
در فلاخن می گذارد رهروان را کجروی
جاده را از راستی سر در کنار منزل است
شوق را تاب اقامت نیست در یک جا دو روز
ورنه نقش پای من آیینه دار منزل است
گرچه هر خاری درین وادی به خونم تشنه است
آنچه در دل ره ندارد خارخار منزل است
من که خود را یافتم در وادی سرگشتگی
کوه غم بر خاطرم از رهگذار منزل است
سر به صحرادادگان را کعبه دامنگیر نیست
دوش کاهل طینتان در زیر بار منزل است