غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هر که چون پروانه بی باک، مست آتش است

هر کجا پر می زند بر روی دست آتش است

۲

ربط ما با داغ عالمسوز عشق امروز نیست

سالها شد این سمندر شیر مست آتش است

۳

نیست حسن و عشق را از هم جدایی جز به نام

هر که بر پروانه خندد در شکست آتش است

۴

نفس اگر بر عقل غالب شد، همان مغلوب اوست

دود بر آتش سوار و زیر دست آتش است

۵

مصرع صائب جگرسوزست چون تیر شهاب

این خدنگ گرمرو، گویا ز شست آتش است

بازگشت به سروده‌های صائب