غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گرچه در دفع کدورت هر نوایی دلکش است

در میان سازها، نی تیر روی ترکش است

۲

گر برآرد عشق دود از عقل، جای رحم نیست

خانه زنبور کافر مستحق آتش است

۳

رزق خاموشان شود اکثر معانی لطیف

کوزه سربسته را قسمت شراب بی غش است

۴

هیچ رنگی نیست در آتش نباشد نعل او

در میان رنگ ها زردی طلای بی غش است

۵

حسن چون مستور باشد عشق زندانی بود

عشق عالمسوز گردد یار چون لولی وش است

۶

روز دعوی در صف زورین کمانان سخن

مصرع برجسته صائب تیر روی ترکش است

بازگشت به سروده‌های صائب