غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست

در دل هر قطره اشکی نگاه دیگرست

۲

در بساط من ز تاراج نگاه اولین

نیم جانی مانده، موقوف نگاه دیگرست

۳

در دل هر ذره از کوچکدلی خورشید را

پیش چشم خرده بینان جلوه گاه دیگرست

۴

گرچه در راه محبت یک قدم بی چاه نیست

همچو یوسف در ته هر چاه ماه دیگرست

۵

عقل باشد در طریق کعبه محتاج دلیل

عشق را هر مد آهی شاهراه دیگرست

۶

سجده ابروی خوبان نعل وارون من است

ورنه روی دل مرا در قبله گاه دیگرست

۷

دعوی دل نیست قابل، ورنه در اثبات آن

خال مهر دیگرست و خط گواه دیگرست

۸

هر قدر مقبول باشد عذر در دیوان عفو

بی زبانی مجرمان را عذرخواه دیگرست

۹

گر به یار و دوست باشد صائب استظهار خلق

بیکسان را بی کسی پشت و پناه دیگرست

بازگشت به سروده‌های صائب