غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر است

این صدف پر گوهر سیماب باشد بهترست

۲

رتبه خوبی دو بالا می شود از چشم پاک

سرو موزون در کنار آب باشد بهترست

۳

آب چشم از دامن پاکان به جایی می رسد

شمع اگر در گوشه محراب باشد بهترست

۴

سرو بی حاصل اگر از جا نخیزد گو مخیز

پای چوبین در حنای خواب باشد بهترست

۵

بی نیازی می شود بند زبان هرزه گو

خار دامنگیر اگر سیراب باشد بهترست

۶

شبنمی کز جرعه گلها خمارش نشکند

طالب خورشید عالمتاب باشد بهترست

۷

می کشد سر رشته جولان به دریا سیل را

کار عاشق با دل بی تاب باشد بهترست

۸

شهپر پرواز هم باشند روشن گوهران

بستر و بالین موج از آب باشد بهترست

۹

با دل روشن چه بگشاید ز تقریر زبان؟

شمع اگر خاموش در مهتاب باشد بهترست

۱۰

داغ ما صائب حریف چشم شور خلق نیست

جامی می در جام ما خوناب باشد بهترست

بازگشت به سروده‌های صائب