غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پیش ما دشنام جانان از شکر شیرین ترست

روی تلخ بحر از آب گهر شیرین ترست

۲

رتبه قبض است بیش از بسط پیش عارفان

عقده پیوند بر نخل از ثمر شیرین ترست

۳

نیست زنبور عسل را شکوه ای از جان خویش

خانه چندانی که باشد مختصر شیرین ترست

۴

پیش هر موری که نی در ناخنش منت شکست

خاک صحرای قناعت از شکر شیرین ترست

۵

نبض تسلیم و رضا را گر به دست آرد کسی

تیر دلدوز قضا از نیشکر شیرین ترست

۶

پش چشم هر که از غفلت نیاورده است آب

تلخی بیداری از خواب سحر شیرین ترست

۷

سرد مهری زندگی را بی حلاوت می کند

میوه های گرمسیری بیشتر شیرین ترست

۸

ما ز نعمت با زبان شکر قانع گشته ایم

برگ این نخل برومند از ثمر شیرین ترست

۹

تنگ شکر ساخت صائب گوش ها را از سخن

کلک شکر بار ما از نیشکر شیرین ترست

بازگشت به سروده‌های صائب