از نظرها درد و داغ عشق پنهان خوشترست
جای این گلهای خوشبو در گریبان خوشترست
این شعر به بیان حسرتها و زیباییهای عشق و محبت میپردازد. شاعر معتقد است که درد و غم عشق، در نظر دلباختگان جذابتر از شادیهای ظاهری است. او به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی زمانی خود را نشان میدهد که بیپرده و آشکار باشد و زیباییهای عشق را با گلهای خوشبو مقایسه میکند. همچنین، شاعر به موانع و حسرتهای ناشی از جدایی و عشقهای ناکام اشاره کرده و میگوید که دوری از وطن و عزیزان، دل را بیشتر میسوزاند. در نهایت، او به عواطف عمیق انسانی و نیاز به عشق و دوستی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از نظرها درد و داغ عشق پنهان خوشترست
جای این گلهای خوشبو در گریبان خوشترست
عشق را گستاخ سازد حسن چون بی پرده شد
سیر گل از رخنه دیوار بستان خوشترست
نیست چشم تنگ را از وصل جز حسرت نصیب
کلبه خود مور را از شکرستان خوشترست
عندلیبی را که از گل با خیال گل خوش است
زیر بال خویش از چتر سلیمان خوشترست
تیر کج را از کمان پهلو تهی کردن خطاست
پای خواب آلود در آغوش دامان خوشترست
پوست بر تن خضر را از زهر منت سبز شد
حفظ آب روی خود از آب حیوان خوشترست
در غریبی سیلی اخوان نمی آید به دست
ورنه از صبح وطن، شام غریبان خوشترست
در عزیزی دل نپردازد به حق از خویشتن
یوسف مغرور ما در چاه و زندان خوشترست
پنبه از داغ دل بی طاقت او برمدار
این چراغ مضطرب، در زیر دامان خوشترست
سنگ اطفال است دامنگیر ما دیوانگان
ورنه صائب اهل وحشت را بیابان خوشترست