حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است
رتبه بینایی هر کس به قدر حیرت است
این شعر به بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عارفانه میپردازد. در آن، شگفتی و حیرت انسان در برابر زیبایی و حکمت هستی به تصویر کشیده شده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که بینایی و درک هر فرد به اندازه حیرتش است. همچنین، خودنمایی و فریب غافلان باعث افتادن آنها در بلا میشود، در حالی که آرامش و آگاهی باعث مصونیت میگردد. شاعر از وحدت وجود و عدم تفرقه در هستی سخن میگوید و بیان میکند که عشق و محبت در این جهان مانند شمعی است که در جمع میدرخشد. از سوی دیگر، ندامت و پشیمانی در زندگی انسانی امری طبیعی است و یادآوری احوال گذشته مهم است. در نهایت، تعلق عشق ورزیدن و غفلت از غم دنیا، نشانههایی از گرایش به وحدت در هستی و زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است
رتبه بینایی هر کس به قدر حیرت است
خودنمایی غافلان را در بلا می افکند
پای خواب آلود تا ساکن بود بی آفت است
موج در یکتایی دریا نیندازد خلل
چهره وحدت نهان در زیر زلف کثرت است
زود باشد کز ندامت سر به جای پا نهد
هر که در بزم جهان چون شمع، عاشق صحبت است
کف نگیرد دامن غواص گوهر جوی را
از تماشا مطلب عارف شکار عبرت است
یادبود ما فراموشی است از احوال ما
پیش عزلت دوستان تقصیر خدمت خدمت است
نیست صائب عاشقان را از غم دنیا ملال
ماهیان را موجه دریا کمند وحدت است