غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست

از هدف استادگی، از تیر جولان خوشنماست

۲

صحبت نیکان بود مشاطه بدگوهران

خار تا بر دور گل باشد، چو مژگان خوشنماست

۳

تیغ جان بخش تو شد آب از حجاب کشتگان

از کریمان معذرت در وقت احسان خوشنماست

۴

ریزش پنهان به سایل، عمر جاویدان دهد

پرده ظلمت به روی آب حیوان خوشنماست

۵

از بزرگان ترک اسباب تکلف عیب نیست

در بساط آسمان ابر پریشان خوشنماست

۶

مد احسان را دو چندان می کند روی گشاد

خنده برق از سحاب گوهر افشان خوشنماست

۷

رشته لعل است در کوه بدخشان خار و خس

شمع ماتم بر سر خاک شهیدان خوشنماست

۸

از بزرگان روی دل صائب به خردان عیب نیست

دل به دست آوردن مور از سلیمان خوشنماست

بازگشت به سروده‌های صائب