شکر این آب و علف ضایع کنان یک دم بجاست
شکر ارباب سخن باقی است تا عالم بجاست
این شعر به تمجید از زندگی و ارزشهای معنوی میپردازد و بر لزوم حضور عشق و احترام به کلام و هنر تأکید دارد. شاعر به اهمیت توبه و ندامت اشاره میکند و میگوید که دل پاک میتواند از اشتباهات خود پشیمان شود. همچنین، او به ضرورت وجود درد و غم در زندگی برای ایجاد زیبایی و معنی میپردازد. به طور کلی، شعر با استفاده از نمادهایی مانند عیسی، کعبه و سلیمان، به تأمل در وجود و تجارب انسانی دعوت میکند و نشان میدهد که حتی در سختیها نیز ارزشمند است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شکر این آب و علف ضایع کنان یک دم بجاست
شکر ارباب سخن باقی است تا عالم بجاست
می کند اشک ندامت پاک، دل را از گناه
نیست از دوزخ غمی تا دیده پر نم بجاست
بی کشاکش نیست عیسی گر برآید بر فلک
چشم سوزن می پرد تا رشته مریم بجاست
کعبه حاجت روا را چشم زخمی لازم است
گر رگ تلخی بود با چشمه زمزم، بجاست
نیست بر صاحبدلان دستی هوای نفس را
باد در دست سلیمان است تا خاتم بجاست
نام فانی را اثر بخشد حیات جاودان
تا نیفتاده است جام از دور، نام جم بجاست
لازم شمع است صائب اشک و آه آتشین
تا اثر از زندگانی هست، درد و غم بجاست