هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
آهن پیوسته با آهن ربا، آهن رباست
این شعر درباره رابطه عمیق انسان با حقیقت و عشق الهی است. شاعر به بیان اهمیت پیوند با افرادی که برحق هستند و در جستجوی عظمت و حقیقتاند، میپردازد. از ویژگیهای نور و روشندلی سخن میگوید که بیشتر از خاکساری در انسانها نمایان میشود. همچنین به عشق و شور و شوق آن اشاره کرده و نشان میدهد که عشق میتواند انسان را به قهرمانان و غواصان دریای معرفت تبدیل کند. در انتها، شاعر با تصویرسازیهایی زیبا از زندگی و شهادت، عمق احساسات خود را نسبت به عشق و حقیقت بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
آهن پیوسته با آهن ربا، آهن رباست
قدر روشندل فزون از خاکساری می شود
بر گهر گرد یتیمی سایه بال هماست
قهرمان عشق می باشد به عاشق مهربان
کشتی غواص گوهر جو به دریا آشناست
از مآل شادمانی سربلندان غافلند
اره این نخل سرکش خنده دندان نماست
بی دلان طفل مشرب زین سیاهی می رمند
دیده بالغ نظر را خط مشکین توتیاست
حسن را بی پرده دیدن از ادب دورست دور
دیده ما شرمگینان چون زره زیر قباست
گرچه دست اهل دولت هست در ظاهر بلند
دست ارباب دعا بالاترین دستهاست
عشق در پیران بود چون طبل در زیر گلیم
در جوانان عشق شورانگیز، عید و روستاست
دیده تن پروران آب سیاه آورده است
ورنه شمشیر شهادت موجه آب بقاست
از غبار دل، زبان آتشین گفتار من
زنده زیر خاک صائب چون چراغ آسیاست