از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
حیف است که آیینه نیرنگ شود آب
این شعر به تمثیل و تشبیههایی زیبا درباره آب و عشق میپردازد. شاعر به بررسی تاثیرات عشق و زیبایی میپردازد و از این میگوید که هرچند آب ممکن است گرانبها و با ارزش شود، ولی در واقع تبدیل به نیرنگ و فریب میشود. در عین حال، آب در دل افراد با ارزش است اما در اثر عشق و جدایی به بیثمر بودن میانجامد. شاعر همچنین به شگفتیها و زیباییهای عشق اشاره میکند و میگوید که در نهایت، عشق و زیبایی طبیعی میتوانند تغییراتی در احساسات و حال افراد ایجاد کنند. نتیجهگیری شاعر این است که عشق و زیبایی حتی اگر آب به ظاهر کمارزش شود، اما در دل و روح انسانها تأثیر عمیق و گاه مخربی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
حیف است که آیینه نیرنگ شود آب
در دیده روشن گهران رنگ ندارد
هر چند ز گلزار به صد رنگ شود آب
تیغ تو شد از کشتن عشاق رگ لعل
در کان بدخشان می گلرنگ شود آب
چون در دل شیرین نکند کار، چه حاصل
کز ناله فرهاد دل سنگ شود آب
شد سلسله جنبان جنون سنگ ملامت
در سینه کهسار به آهنگ شود آب
از صحبت تن گوهر دل مهره گل شد
با سنگ چو آمیخته شد، سنگ شود آب
زینسان که کند آب، دل راهروان را
در بادیه عشق چرا تنگ شود آب
از جلوه مستانه آن سرو گل اندام
صائب چه عجب گر می گلرنگ شود آب؟