غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب

شتر گسسته مهارست و ساربان در خواب

۲

گذشت عمر چو آب روان و ما غافل

بنای خانه بر آب است و پاسبان در خواب

۳

چگونه چشم تو در خواب حرف می گوید؟

ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب

۴

اگر نه قوت سحرست، چشم یار چرا

کشیده دارد ز ابروی خود کمان در خواب؟

۵

سواد شعر تو صائب جلای چشم دهد

ندیده است چنین سرمه اصفهان در خواب

بازگشت به سروده‌های صائب