هوا چکیده نورست در شب مهتاب
ستاره خنده حورست در شب مهتاب
این شعر به توصیف زیباییهای شب مهتاب و احساسات ناشی از آن میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری شاعرانه، نور مهتاب، ستارگان و فضایی روحانی را به تصویر میکشد. او زمین را به عنوان سرزمین نور و آسمان را به عنوان جام بلورین پر از می، شادابی و زیبایی توصیف میکند. همچنین، به وصف احساساتی مانند خوشی و شور اشاره میکند و بر اهمیت درک و سفر به سمت خود و حقیقت میزند. در نهایت، شاعر به تجلیات و حضور روشنایی در شب مهتاب اشاره میکند و از زیباییهای آن لذت میبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هوا چکیده نورست در شب مهتاب
ستاره خنده حورست در شب مهتاب
سپهر جام بلوری است پر می روشن
زمین قلمرو نورست در شب مهتاب
صراحی می گلرنگ، سرو سیمینی است
پیاله غبغب حورست در شب مهتاب
زمین ز خنده لبریز مه، نمکدانی است
زمانه بر سر شورست در شب مهتاب
رسان به دامن صحرای بیخودی خود را
که خانه دیده مورست در شب مهتاب
می شبانه کز او روز عقل شد تاریک
تمام نور حضورست در شب مهتاب
ز خویش پاک برون آ که مغز خشک زمین
تر از شراب طهورست در شب مهتاب
به غیر باده روشن، نظر به هر چه کنی
غبار چشم شعورست در شب مهتاب
براق راهروان است روشنایی راه
سفر ز خویش ضرورست در شب مهتاب
به هر طرف که نظر باز می کنم صائب
تجلیات ظهورست در شب مهتاب