غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

۲

به پای آبله ریز آنقدر ترا جستم

که غوطه زد به گهر رشته های موج سراب

۳

خرد به زور می ناب برنمی آید

مرو به کشتی کاغذ دلیر بر سر آب

۴

هوای خانه به ویرانیش کمر بندد

کسی که خانه ز دریا جدا کند چو حباب

۵

چه کم ز ریزش خوناب دل شود تب عشق؟

چه آب بر دل آتش زند سرشک کباب؟

۶

کتاب جوهر شمشیر عشق را صائب

ز خون خضر و مسیحاست سرخی سر باب

بازگشت به سروده‌های صائب