غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چهره نوخط آن تازه جوان را دریاب

زیر ابر تنک آن برق عنان را دریاب

۲

پیش ازان دم که ز مقراض شود پا به رکاب

چشم بگشای، خط مشک فشان را دریاب

۳

دو سه روزی است صفای خط پشت لب او

زود ته جرعه عمر گذران را دریاب

۴

دولت سنگدلان زود به سر می آید

خط ریحانی یاقوت لبان را دریاب

۵

در شب قدر به غفلت گذراندن ستم است

روزگار خط آن تازه جوان را دریاب

۶

تا لب لعل تو بی آب نگشته است ز خط

کشت امید من سوخته جان را دریاب

۷

اگر از حسن گلوسوز بهاری غافل

جگر سوخته لاله ستان را دریاب

۸

اگر از موی شکافان جهانی صائب

کمر نازک آن مورمیان را دریاب

بازگشت به سروده‌های صائب