در هوای ابر لازم نیست در مینا شراب
می کند هر قطره باران کار صد دریا شراب
این شعر به توصیف حالات و زیباییهای شراب و تأثیر مثبت آن بر روح و زندگی انسان پرداخته است. شاعر بیان میکند که در هوای ابری، هر قطره باران میتواند مانند شراب دریایی باشد و شبها به همراه دختر رز، عمر ابدی را به ارمغان میآورد. او میگوید شهر تنگ و محدود است و تنها در صحرا میتوان لذت واقعی را از شراب برد. طبیعت و باده به انسان امید و شادی میدهند و در عین حال، زیانهای زهد خشک و عافیتطلبی را به تصویر میکشد. شاعر به تاثیر شگفتانگیز باده بر افکار و احساسات انسان اشاره دارد و میگوید که شراب میتواند ما را از دنیای مادی و روزمره فراتر ببرد و به عوالم بالاتر رهنمون کند. در نهایت، او به نگرش مثبت نسبت به زندگی و ضرورت بهرهمندی از لذتهای آن تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در هوای ابر لازم نیست در مینا شراب
می کند هر قطره باران کار صد دریا شراب
شب نشین با دختر رز عمر جاوید آورد
فیض آب خضر دارد در دل شبها شراب
تنگنای شهر جای نشأه سرشار نیست
داد جولان می دهد در دامن صحرا شراب
لاله در خارا خمار از باده لعلی شکست
می شود از سنگ بهر میکشان پیدا شراب
می زنم جوشی به زور باده در دیر مغان
سالها شد تا چو خم دارد مرا بر پا شراب
حسن سعی نوبهار از سرو و گل ظاهر شود
می نماید خویش را در ساغر و مینا شراب
تیغ کوه از چشمه سار ابر گردد آبدار
سربلندان را رسد از عالم بالا شراب
نیست از تدبیر، می دادن به ما دیوانگان
کار روغن می کند بر آتش سودا شراب
ما خمارآلودگان را بی شرابی می کشد
عمر ما باقی است، تا باقی است در مینا شراب
نیست پای شمع را از شمع جز ظلمت نصیب
زنگ نتوانست بردن از دل مینا شراب
چون پر پروانه سوزد پرده ناموس را
چون شود از عکس ساقی آتشین سیما شراب
برق عالمسوز نتواند به گرد ما رسید
این چنین کز خویش بیرون می برد ما را شراب
باده می باید که باشد، عقل گو هرگز مباش
در کدوی سر خرد کم به که در مینا شراب
زاهدان خشک را چون توبه می در هم شکست
این سزای آن که می گیرد به استغنا شراب
دست چون از دامن مینای می کوته کنیم؟
می دهد ما را خبر از عالم بالا شراب
تا نمی در جویبار همت سرشار هست
کی کند صائب گدایی از در دلها شراب؟