اوست روشندل که با چندین زبان چون آفتاب
باشدش مهر خموشی بر دهان چون آفتاب
این متن درباره شخصی است که به مانند آفتاب، روشن و با انرژی است. او دارای دانش و تواناییهای فراوانی است و میتواند ذرات را به موفقیت برساند. این فرد به زیبایی و جاودانگی اشاره میکند و تأکید دارد که ارزشهای واقعی در رضایت و قناعت نهفته است. او همچنین به قدرت وجود خود اشاره کرده و میگوید که عشق واقعی و مهربانی وی به دیگران به مانند نور آفتاب بر همه میتابد. به طور کلی، متن به تمجید از ویژگیهای استثنایی این شخص و تأثیر مثبت او بر جهان اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اوست روشندل که با چندین زبان چون آفتاب
باشدش مهر خموشی بر دهان چون آفتاب
می تواند شهپر توفیق شد ذرات را
هر که گردد در طلب آتش عنان چون آفتاب
خوبی پا در رکاب مه ندارد اعتبار
ای خوش آن حسنی که باشد جاودان چون آفتاب
خاک را زر، سنگ را یاقوت رخشان می کند
هر که قانع شد به یک قرص از جهان چون آفتاب
گنج های بیکران غیب در فرمان اوست
هر که را دادند دست زرفشان چون آفتاب
تا دل گرم که گردد مشرق اقبال او
نور داغ عشق نبود رایگان چون آفتاب
از فروغ خود خجل چون شمع در مهتاب باش
گر به نور خود کنی روشن جهان چون آفتاب
هر که را صائب دل گرمی کرامت کرده اند
بر همه ذرات باشد مهربان چون آفتاب