غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای حسن تو برق خانمان‌ها

عشق تو دلیل آسمان‌ها

۲

عشق تو نگارخانه دل

سودای تو سرنوشت جان‌ها

۳

در وصف رخ تو بلبلان را

خون می‌چکد از سر زبان‌ها

۴

شد دسته گل ز تازه‌رویی

بر سرو بلندت آشیان‌ها

۵

از خجلت روی لاله‌رنگت

شبنم زده گشت بوستان‌ها

۶

پیچد چو زبان غنچه بر هم

پیش تو زبان خوش‌بیان‌ها

۷

ده در عوض دری گشایند

دست است زبان بی‌زبان‌ها

۸

زان قامت چون خدنگ پیچید

چون مار به خویشتن سنان‌ها

۹

بر شیر شده است چون قفس تنگ

زان خوی پلنگ، نیستان‌ها

۱۰

چون رشته سبحه پرگره شد

زنار ز شرم این میان‌ها

۱۱

از سر نرود به مرگ سودا

از دور نیفتد آسمان‌ها

بازگشت به سروده‌های صائب