شانه زند چو کلک من طره مشکفام را
سرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام را
این شعر به توصیف حسرت و دلتنگی شاعر میپردازد. شاعر با تصاویر زیبا و شاعرانه از شانهای که شبیه به قلمش است و طرهای مشکفام، احساساتش را به نمایش میگذارد. او به یاد فاخته و بوسهها و نیز به زیبایی سرو و ساقی میافتد. در عین حال، از درد و رنجی که بر او میگذرد نیز سخن میگوید و با اشاره به خارهای آشیان و چشمدام، به غم و تیرهروزیاش میپردازد. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که به حال دلشکستهاش رحم کند و او را از این رنجها رها سازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شانه زند چو کلک من طره مشکفام را
سرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام را
فاخته کو، که بوسه بر کنج دهان من زند؟
سرو پیاده گفته ام شیشه سبز فام را
مرغ چمن رمیده ام زخمی خار آشیان
کی به بهشت می دهم حلقه چشم دام را
در ته پای سرو می نشأه بلند می دهد
ساقی سبز خوش بود باده لعل فام را
تیغ دو دسته گر زند خار به چشم روشنم
شعله من نمی کشد دشنه انتقام را
رحم به تیره روزی صائب دلشکسته کن
دور کن از عذار خود طره مشکفام را