غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شانه زند چو کلک من طره مشکفام را

سرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام را

۲

فاخته کو، که بوسه بر کنج دهان من زند؟

سرو پیاده گفته ام شیشه سبز فام را

۳

مرغ چمن رمیده ام زخمی خار آشیان

کی به بهشت می دهم حلقه چشم دام را

۴

در ته پای سرو می نشأه بلند می دهد

ساقی سبز خوش بود باده لعل فام را

۵

تیغ دو دسته گر زند خار به چشم روشنم

شعله من نمی کشد دشنه انتقام را

۶

رحم به تیره روزی صائب دلشکسته کن

دور کن از عذار خود طره مشکفام را

بازگشت به سروده‌های صائب