به ادب نوش، جام دولت را
مده از کف زمام دولت را
این شعر به اهمیت و ارزش دولت و حکمرانی میپردازد و به تفکیک اصول و نکات کلیدی مربوط به حفظ و قوام آن اشاره میکند. شاعر از نقش ادب و احترام در مدیریت صحیح دولت سخن میگوید و تاکید میکند که نباید فرصتهای زیبا و آرزوها را آسان از دست داد. همچنین به تاثیرات صحبتهای زشت و بیمحتوا بر روی مقام و شان دولت اشاره میکند و به لزوم حکمت و بخشش میپردازد. در انتها، به این نتیجه میرسد که تنها با دعا و تلاش مداوم میتوان دولت را پایدار و موفق نگه داشت و به یادگارهای نیک آن را زنده نگه داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به ادب نوش، جام دولت را
مده از کف زمام دولت را
در چراگاه آرزو مگذار
توسن بی لجام دولت را
به نفس های آتشین چون شمع
زنده دل دار، شام دولت را
هزل در دیده ها سبک سازد
پله احتشام دولت را
به قوام آورد گران حلمی
باده کم قوام دولت را
دست جودست شمسه زرین
قصر عالی مقام دولت را
نتوان جز به دست حزم گرفت
آستین دوام دولت را
جوی شیرست چرب نرمی خلق
صحن دارالسلام دولت را
مد انعام، تار شیرازه است
دفتر انتظام دولت را
می کند تار و مار، باد غرور
سر زلف نظام دولت را
به دو دست دعا نگه دارند
شهسواران زمام دولت را
در فلاخن نهد سبکساری
لنگر احتشام دولت را
از بلندی پایه همت
نردبان ساز، بام دولت را
صبح محشر نمی کند بیدار
باده نوشان جام دولت را
اهل معنی به فکرت صائب
زنده دارند نام دولت را