برق سبک عنان را پروای خار و خس نیست
دام و قفس چه سازد با دل رمیده ما؟
این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده شاعر درباره عشق و زندگی میپردازد. شاعر در آن به بیاهمیتی دنیا و موانع آن اشاره میکند و تأکید میکند که عشق و توکل به خدا حتی در سختیها و مشکلات، بهترین راه حلها را فراهم میکند. او از درد و زخمهای عشق سخن میگوید و چگونگی تأثیر این زخمها بر دلهای نازک و آسیبپذیر را توصیف میکند. همچنین، با اشاره به تغییرات و گذر زمان، احساس پیری و تنگنای زندگی را مورد تأمل قرار میدهد، اما در نهایت به زیباییهای عشق و بقا در دل نازک و آسیبدیدهاش میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برق سبک عنان را پروای خار و خس نیست
دام و قفس چه سازد با دل رمیده ما؟
دست گرهگشایی است از کار هر دو عالم
در دامن توکل پای کشیده ما
هر چند دیده ها را نادیده می شماری
هر جا که پا گذاری فرش است دیده ما
از نوبهار صائب رنگش به رو نیاید
بر گلشنی که بگذشت رنگ پریده ما
نتوان به مرگ پوشید چشم ندیده ما
سیری ندارد از خاک، چون دام، دیده ما
گفتیم وقت پیری در گوشه ای نشینیم
شد تازیانه حرص قد خمیده ما
با دل رمیده عشق زخم زبان چه سازد؟
گلها ز خار چیند دامان چیده ما