غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چشم همیشه مستت خمار کرد ما را

زلف سبک عنانت سیار کرد ما را

۲

در خواب عقل بودیم در زیر سایه گل

باد بهار عشقت بیدار کرد ما را

۳

داروی دردمندی از ما مسیح می برد

بیمارداری دل بیمار کرد ما را

۴

گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیم

این خارخار آخر گلزار کرد ما را

۵

توفیق چون درآید عصیان دلیل راه است

رطل گران غفلت هشیار کرد ما را

۶

چون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیم

اشک وداع شبنم بیدار کرد ما را

۷

روزی چنان که باید آماده است صائب

اندیشه فزونی سیار کرد ما را

بازگشت به سروده‌های صائب