چشم همیشه مستت خمار کرد ما را
زلف سبک عنانت سیار کرد ما را
این شعر به توصیف وضعیت عاشقانه و حال و هوای دل شاعر پرداخته است. شاعر از جذابیت و زیبایی معشوقهاش سخن میگوید که او را مست و غرق در عشق کرده است. او در زیر سایه عشق، به خواب رفته و از غفلت بیدار شده است. احساس درد و بیماری عشق هم در این شعر به تصویر کشیده میشود و شاعر از تلاش برای درک و رازگشایی عشق سخن میگوید. در نهایت، شاعر به آمادگی و فراوانی اندیشه در آینده اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم همیشه مستت خمار کرد ما را
زلف سبک عنانت سیار کرد ما را
در خواب عقل بودیم در زیر سایه گل
باد بهار عشقت بیدار کرد ما را
داروی دردمندی از ما مسیح می برد
بیمارداری دل بیمار کرد ما را
گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیم
این خارخار آخر گلزار کرد ما را
توفیق چون درآید عصیان دلیل راه است
رطل گران غفلت هشیار کرد ما را
چون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیم
اشک وداع شبنم بیدار کرد ما را
روزی چنان که باید آماده است صائب
اندیشه فزونی سیار کرد ما را