غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

فریاد نخیزد ز دل پر گله ما

نبود چو جرس هرزه درا آبله ما

۲

هر جا که زند نشتر خاری مژه بر هم

خون دشنه کشد از جگر آبله ما

۳

فریاد ازین برق نگاهان که نکردند

رحمی به گل کاغذی حوصله ما

۴

صائب به چه امید گشاییم لب از هم؟

آن چشم سخنگو ندهد گر صله ما

بازگشت به سروده‌های صائب