غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در قلزم می همچو حباب است دل ما

از خانه به دوشان شراب است دل ما

۲

موقوف نسیمی است ز هم ریختن ما

چون برگ خزان پا به رکاب است دل ما

۳

سطری است ز پیشانی ما راز دو عالم

بی پرده تر از عالم آب است دل ما

۴

از جنبش مهدست گرانخوابی اطفال

از گردش افلاک به خواب است دل ما

۵

چون تیغ برهنه است چو افتد به سرش کار

هر چند که در زیر نقاب است دل ما

۶

اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است

آنجا که تویی در چه حساب است دل ما

۷

هر چند که در هر چمن آتش نفسی هست

صائب ز نوای تو کباب است دل ما

بازگشت به سروده‌های صائب