از بدگهری می شکند گوهر رز را
در دل چه گره هاست ز زاهد بر رز را
این شعر به زیبایی و لطافت گل رز و همچنین به ناپایداری دنیا اشاره دارد. شاعر از تداخل محبت و زیباییهای انسانی با زهد و قناعت میگوید و به این موضوع پرداخته که چگونه زیبایی میتواند تحت تأثیر قضاوتها و محدودیتهای زاهدانه قرار گیرد. از طرفی، شاعر با تأکید بر ارزشهای انسانی و عشق، به دنبال آزادی از قید و بندهای ظاهری است. در نهایت، این شعر دعوت به تجربه زیبایی و معنا در زندگی و دوری از قضاوتهای سخت و محدود کننده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بدگهری می شکند گوهر رز را
در دل چه گره هاست ز زاهد بر رز را
حاشا که گذارد کرم ساقی کوثر
در گلشن فردوس ملامتگر رز را
یک دانه انگور به زاهد مچشانید
حیف است فکندن به وبال اختر رز را
ای شیشه می چند دهن بسته نشینی؟
با جام بکن عقد روان دختر رز را
صائب اگر از نشأه می چشم دهی آب
از آب گهر سبز نمایی سر رز را