گر صافدلی هست شراب است در اینجا
ور سوخته ای هست کباب است در اینجا
این شعر به بیان مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی میپردازد. شاعر از شراب و کباب به عنوان نمادهای عشق و شور زندگی یاد میکند و اشاره به مشکلات و تلخیهای زندگی میکند. او بر این باور است که در دنیای فعلی، بیداری و آگاهی کم است و خواب و جاهلیت بر همه چیز غلبه دارد. همچنین به تضادهای زندگی و پیچیدگیهای احساسی اشاره میکند و هشدار میدهد که از علایق دنیوی باید دوری جست. در نهایت، شاعر بر اهمیت صبر و تحمل تأکید دارد و میگوید که در این دنیای پیچیده، بسیاری از انسانها به دنبال حقیقت و معنا هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر صافدلی هست شراب است در اینجا
ور سوخته ای هست کباب است در اینجا
بیدار دلی نیست کز او دل بگشاید
تا چشم نمکسود به خواب است در اینجا
سالم کسی از بحر جهان چون بدر آید؟
شورست، اگر چشم حباب است در اینجا
سودای من از ساغر سرشار شد افزون
خشک است، اگر ریشه در آب است در اینجا
از حلقه ماتم زدگان کیست برآید؟
پیمانه می چشم پر آب است در اینجا
از میکده چون خام برآیم، که بط می
از گرمی هنگامه کباب است در اینجا
پیش که برم شکوه این بخت گرانخواب؟
بیداری دولت همه خواب است در اینجا
در عالم وحدت ز دو رنگی خبری نیست
هر جا که سؤالی است جواب است در اینجا
از روی عرقناک و لب لعل می آلود
هر سو نگری عالم آب است در اینجا
از دشت علایق به حذر باش که هر خار
سرپنجه شاهین و عقاب است در اینجا
ما از تو به پیغام دروغیم تسلی
این است خطایی که صواب است در اینجا
مجموعه صوفی بود از غیر خدا پاک
خون دو جهان سرخی باب است در اینجا
هر کوه تحمل که دهد عقل سرانجام
چون ریگ روان پا به رکاب است در اینجا
تلخی به لب چون شکر او نپسندم
ورنه سخن تلخ، گلاب است در اینجا
از سیل حوادث مکن اندیشه که فردا
آباد بود هر که خراب است در اینجا
تا روز قیامت که سر شکوه گشایم
دست من و دامان نقاب است در اینجا
از صبر، عزیزان چه ثمرها که نچیدند
بی حاصلی ما ز شتاب است در اینجا
از ترک حیا کام گرفتند حریفان
خون در دل صائب ز حجاب است در اینجا