وقت است سربرآورد از خاک، لاله ها
آید ز زور باده به گردش پیاله ها
این شعر به زیبایی و تاثیرگذاری گل لالهها و احساسات انسانی اشاره میکند. شاعر از ظهور لالهها از خاک صحبت میکند و تاثیر باده بر پیالهها را توصیف میکند. او به درد و داغ از دسترفتهها اشاره دارد و میپرسد که آیا عشق و دیوانگی ممکن است بر دلها تاثیر بگذارد. در ادامه، شاعر به زیبایی چهرهی معشوق و اشکهای مرتبط با آن اشاره میکند. او به این نکته میرسد که عشق واقعی بدون مهر معتبر نیست و تنهای نالهها نمیتواند از درد رهایی بخشد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در هر نقطه و هر عارض، حقیقت و رسالت وجود دارد که باید درک شود. این شعر به عواطف عمیق انسانی و زیباییهای طبیعی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وقت است سربرآورد از خاک، لاله ها
آید ز زور باده به گردش پیاله ها
گردید تازه، داغ فرورفتگان خاک
در چشم و دل مرا ز تماشای لاله ها
دیوانگی است سلسله پای کودکان
وحشت نمی کنند ز مجنون غزاله ها
در دور عارض تو چو اشک از نظر فتاد
ماهی که بود مردمک چشم هاله ها
تا دل ز داغ ساده بود، فرد باطل است
بی مهر، اعتبار ندارد قباله ها
هر چند نی به ناله ز دلها گرهگشاست
از بند خود خلاص نگردد به ناله ها
بر صفحه عذار بتان، نقطه های خال
در مصحف مجید بود چون جلاله ها
صائب به چشم هر که شد از فکر خرده بین
در هیچ نقطه نیست، نباشد رساله ها