رزق ملایک است نوای رسای ما
چون می شود بلند نگردد نوای ما؟
این شعر به احساسات عمیق انسانی و روابط بین مردم و ملایک اشاره دارد. شاعر از هستی و زحمت خود در دنیا سخن میگوید و در عین حال به راز و رمز های زندگی و ارتباطات آسمانی اشاره میکند. او به درمیگیرد که برغم رنجها و سختیها، روح خود را نمیتواند فراموش کند و بر قوای الهی تکیه دارد. شاعر بر این باور است که گرچه در شرایط سختی قرار دارد، اما همچنان امید و ارادهاش قوی است. او همچنین از ارزشهای انسانی چون فقر و قناعت و زیبایی اعمال خوب، همانند نماز، صحبت میکند. در کل، شعر از قدرت درونی، امید و ارتباط با معنویات سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رزق ملایک است نوای رسای ما
چون می شود بلند نگردد نوای ما؟
با آن که عمرهاست ازان بزم رفته ایم
بتوان سپند سوخت ز گرمی به جای ما
بر دل هزار نشتر الماس می خوریم
خاری اگر شکسته شود زیر پای ما
لرزد چنان که بر گهر خویش جوهری
بر آبروی فقر و قناعت گدای ما
صد پیرهن ز گرد کسادی گرانترست
در چشم این سیاه دلان توتیای ما
شبنم برد به دامن ما همچو گل نماز
بلبل کند ز غنچه گل متکای ما
جنگ گریز می کند از کاه، کهربا
در عهد بی نیازی طبع رسای ما
ویرانتریم ازان که کسی قصد ما کند
آهسته سیل پای کشد از قفای ما
هر چند عاجزیم، در آزار ما مکوش
آتش شکسته دل شود از بوریای ما
خورشید را به هاله آغوش می کشیم
کوتاه نیست همت دست دعای ما
صائب کسی است اهل بصیرت که نگذرد
بیگانه وار از سخن آشنای ما