رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما
آیینه تیره روز ز روی سیاه ما
این شعر بیانگر احساس عمیق گناه و طلب رحمت از خداوند است. شاعر به بیان عذر و ندامت خود پرداخته و به زشتیهای اعمالش اشاره میکند. او از رحمت الهی به عنوان نوری در تاریکی روزهای تیرهاش سخن میگوید و همچنین از ضعف و ناتوانی انسان در برابر مشکلات و گناهانش میگوید. شاعر در نهایت به امید دریافت بخشش و هدایت از جانب خداوند مینگرد و از توبه و بازگشت به راه راست سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما
آیینه تیره روز ز روی سیاه ما
هر قطره ای که در صدف ابر رحمت است
چون مهره گل است ز گرد گناه ما
بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع
شد مایه زیادتی اشک و آه ما
ما چون حباب، تشنه محویم ازین محیط
سهل است موج اگر برباید کلاه ما
ما در رکاب جذبه توفیق می رویم
رطل گران چگونه شود سنگ راه ما؟
چون بحر در کشاکش موج است مضطرب
روی زمین ز ریگ روان گناه ما
ما را غلط به لشکر اصحاب فیل کرد
از دور دید کعبه چو کوه گناه ما!
داریم چشم آن که شود روز بازخواست
سر پیش پا فکندن ما، عذر خواه ما
صائب که را گمان که سیه مست غفلتی
در شاهراه توبه شود خضر راه ما؟