غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از جنبش نسیم کرم زنده ایم ما

زین باد همچو شیر علم زنده ایم ما

۲

هر چند همچو ذره بی قدر حادثیم

از نور آفتاب قدم زنده ایم ما

۳

گلبانگ زندگی به اثر می شود بلند

چندان که جا هست، چو جم زنده ایم ما

۴

چون شبنم از چراندن چشم است رزق ما

نه همچو دیگران به شکم زنده ایم ما

۵

دوران عمر ما نبود پای در رکاب

دایم چو نام اهل کرم زنده ایم ما

۶

روشن شود چراغ دل ما ز یکدگر

چون رشته های شمع، به هم زنده ایم ما

۷

بار گران، سبک به امید فکندن است

عمری است بر امید عدم زنده ایم ما

۸

صائب ز خوان نعمت الوان روزگار

چون عاشقان به خوردن غم زنده ایم ما

بازگشت به سروده‌های صائب