دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما
در کعبه دل به قبله نما بسته ایم ما
این متن شعری است که به عشق و ارتباط انسان با خدا اشاره دارد. شاعر از ارتباط عمیق خود با خداوند سخن میگوید و بیان میکند که دل خود را به خدا و آثارش بسته است. او به سفر معنوی و جستجوی حقیقت در زندگی اشاره کرده و خود را بخشی از قافلهای میداند که به دنبال کعبه، نماد عبادت و تقرب به خداست. همچنین با بیان اینکه دلش را به امید و عشق به خدا بسته، تأکید میکند که در این مسیر از دنیای مادی بیفایده دوری کرده و بیشتر به دنبال آرزوها و وعدههای الهی است. شاعر در نهایت به امید دیدار با پادشاه حسن، یعنی خداوند، اشاره دارد و تأکید میکند که همواره در پی ارتباطی واقعی و عمیق با اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما
در کعبه دل به قبله نما بسته ایم ما
ما را به کعبه جاذبه شوق می برد
دل بی سبب به راهنما بسته ایم ما
واماندگان قافله راه کعبه ایم
از کاینات، دل به خدا بسته ایم ما
محتاج را ز سایه دولت گزیر نیست
خود را چو استخوان به هما بسته ایم ما
خواهیم غوطه در دل خاک سیاه زد
این کوه آهنین که به پا بسته ایم ما
مشغول گشته ایم به دنیای هیچ و پوچ
بر کاه دل چو کاهربا بسته ایم ما
در راه شر، ز برق نداریم پای کم
در راه خیر، پای حنا بسته ایم ما
عاشق به ساده لوحی ما نیست در جهان
کز وعده تو دل به وفا بسته ایم ما
در گلشن بهشت برین وا نمی کنیم
چشمی کز انتظار لقا بسته ایم ما
شاید رسد به درگه آن پادشاه حسن
مکتوب خود به بال هما بسته ایم ما
امید را چو نیست به جز کاهلی ثمر
بر خود ز خوف، راه رجا بسته ایم ما
صائب به روی دست سر خویش دیده ایم
تا چون حباب دل به هوا بسته ایم ما