غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دود از نهاد خلق برآرد گزند ما

افتد به کار شعله گره از سپند ما

۲

دل بر نگارخانه صورت نبسته ایم

از شیر ماهتاب شود آب، قند ما

۳

هرگز چنان نشد که درین دشت پر شکار

دست افکند به گردن صیدی کمند ما

۴

یک گام بر مراد دل خود نرفته ایم

در دست گمرهی است عنان سمند ما

۵

بی طاقتان هلاک نسیم بهانه اند

از ماهتاب سوخته گردد سپند ما

بازگشت به سروده‌های صائب